الیساالیسا، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 14 روز سن داره

الیسای خوشگل من

ورم پا و صورت

1391/4/20 0:45
نویسنده : مامان لیدا
1,152 بازدید
اشتراک گذاری

پریروز (روز شنبه 17 تیر) مامانم بهم زنگ زد و گفت حتماً فردا برم دکتر . آخه من الان دو ،سه روزه خیلی پاهام و صورتم ورم کرده و مامان گفت که برای من که تازه وارد شش ماه (22 هفته)شدم ورم کردن خیلی زوده . منم از اونجا که هفته آینده یه آزمایش دیابت دارم گفتم بذار اون آزمایش رو بدم و بعد برم پیش دکترم که مامان گفت نه دیره ، همین فردا حاقل تو اداره تون برو دکتر .

خلاصه من فردا به درمانگاه اداره مراجعه کردم و ماما فشارم رو گرفت فشارم خوب بود یازده رو شش . بعد ورم پامو که دید سریع یه آزمایش ادرار اورژانسی برام نوشت و البته صدای قلب نونو رو هم چک کرد و در پایان به من گفت که باید استراحت داشته باشی و دو روز برام مرخصی نوشت البته اون روز رو موندم چون باید جواب آزمایشم رو میگرفتم که خوشبختانه چیز خاصی نبود فقط یه عفونت ادراری مختصری بود که دکتر گفت ممکنه نمونه رو آلوده تحویل داده باشم باید صبر کنم جواب کشت ادرار بیاد که اون چهارشنبه آماده میشه. البته میدونم که دکتر حدس پره اکلامپسی (یا بیماری فشار خون بارداری ) رو زده بود که همراه با علائم سردرد ، تورم، افزایش فشار خون و دفع پروتئین از طریق ادرار است. البته من خوشبختانه هیچکدام از این علایم و نداشتم و فقط یه ورم در پاهام بود. خلاصه امروز (19 تیرماه)مرخصی بودم البته فردا هم مرخصی هستم. کلی استراحت کردم و از دست همکارهای حسود و فضولم راحت بودم .

امروز دوستم آرزو با دخترش ناهار اومدن خونه ما. با هم رفتیم سر کوچه و یه سری کارامو با هاشون انجام دادن, اولش سر به یه کلینیک مامایی زدیم من یه مدتی بود که میخواستم به اونجا سر بزنم و تو کلاساش شرکت کنم این کلینیک یه کلاسای 12 جلسه ای برای خانومهای باردار داره که شامل بهداشت روان، تغذیه بارداری، شیردهی ، نگهداری از نوزاد و.... میشه کلاسهای یه روز در هفته و هر جلسه شامل یک ساعت تئوری و یه ساعت تن آرامی (یوگای بارداری) میشه و هزینه اش هم 100 تومانه . تصمیم دارم شرکت کنم . البته این روزها این اطلاعات رو میشه با خوندن کتاب، مجله هایی مثل نی نی + و اینترنت میشه بدست آورد ولی عضو شدن در این قبیل کلوپ ها یه مزیتی فراتر از کسب اطلاعات داره چون با دیدن مادرانی که در موقعیت تو هستند و شریک شدن در تجربیات و احساسات اونها میفهمی که تنها نیستی و خیلی ها مشابه تو هستند لذا حرکت در این مسیر برات ساده تر و لذت بخش تر میشه. فردا اولین جلسه  کلاسم هست .

راستی امروز سه برگ استیکر برای اتاق نونوی خوشکلم خریدن و همچنین سه تا کتاب شعر که برای نونوی خوشکل بخونم . استیکرها خیلی خیلی خوشکلن . دوست دارم نونوی خوشکل زود بیاد و منم براش اتاقشو آماده کنم البته قراره خریدهای نونو باشه برای بعد از ماه رمضون، یعنی باشه برای شهریورماه ، که من تقریبا 7-8  ماهه هستم . چون هوا هم خیلی خیلی این روزها گرمه و خیلی نمیشه بیرون بود امیدوارم هوای شهریور بهتر باشه و یه کم خنک بشه. 

مادرشوهرم هم امروز آش پخته بود و برام فرستاده بود سر ظهر به من زنگ زده بود و من خونه که نبودم به موبایل شوهری زنگ زده بود وقتی بهش زنگ زدم گفت کجایی ؟ حال دخترم (نونوی خوشکل رو میگفت) خوبه ؟ دل نگرون شدم ، گفتم خدا بعد یه عمری بالاخره یه نوه دختر به ما داد نکنه یه بلایی سرش بیاری . منم گفتم نه بابا حالش خوبه، شما هم شدی شوهرم که اون روز که من رفتم دکتر و دکتر برام آزمایش ادرار نوشت میگه من برای نونو صدقه کنار گذاشتم نکنه براش خدای ناکرده اتقاقی بیفته . منم گفتم پس من چی!!!! حالا با دخترت حال میکنی و منو فراموش کردی  عجبا!!!!!

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)