واکسن 18 ماهگی

بالاخره صبح یکشنبه 21 اردیبهشت بعد از یک هفته تاخیر ساعت 8 با پرستارت بردیمت خانه بهداشت و واکسن 18 ماهگیت رو زدیم، دلیل این تاخیر هم غیبت خانم جلالی (مسول واکسیناسیون) بود و از اونجائیکه محتوای کارت واکسن های جدید نی نی ها با کارت واکسن یک سال پیش تغییری داشته، خانمی که هفته پیش جای خانم جلالی بود، مردد بود که کدام روش رو باید دنبال کنه، من ترجیح دادم یک هفته دیرتر واکسنت رو بزنم ولی مطمئن باشم که باید 3 تا باشه یا دوتا، چون واکسن خیلی مهمه . لذا موندم تا هفته بعد.
سه تا واکسن داشتی(ثلاث، ام ام آر، فلج اطفال) یکی به دستت, یکی به پات و یه قطره خوراکی , بعد از تزریق واکسن با هم رفتیم خونه و مامانی کیف اش رو برداشت و رفت سر کار و شما با پرستارت خونه بودی، واکسن خیلی سختی بود علیرغم اینکه کمپرس گرم روی پات گذاشتیم و قطره استامینوفن هر 4 ساعت هم بهت دادیم عصر تب کردی و از طرفی پای سمت چپ ات که واکسن رو به اون پات تزریق کرده بودن شدیداً درد میکرد طوریکه همش میخواستی ما بغلت کنیم وقتی هم که بغلت میکردیم چون توی بغل کردن دستا دور پاها قلاب میشن، دردت میومد و جیغ میزدی تا سه روز لنگ لنگان راه میرفتی و پاتو میکشیدی . اون روز عصر وقتی از سر کار اومدم به بهانه ای که الان یادم نیست الکی کلی گریه کردی طوری که به هق هق افتاده بودی توی عمر یک و نیم ساله ات یادم نمیاد این جوری گریه کرده بودی ...از8 صبح تا 8 شب هر 4 ساعت بهت قطره استامینوفن رو دادم چون خانم جلالی گفته بود 12 ساعت کافیه منم قطع کردم ، 3 یا 4 صبح بود دیدم حسابی تب داری بازم با زور و زبر بهت قطره دادم ،آخه قطره دوست نداری مجبورم یا توی شیرت بریزم که البته انگار متوجه تغییر مزه شیر میشدی و زیاد ازش نمیخوردی و یا وقتی حسابی گرسنه ای با قاشق و به زور بریزم توی حلق ات چون اگه شکمت پر باشه بالا میاری . بهرحال توی واکسن های قبلی نه شما اذیت شدی نه مامامانی و بابایی . بهرحال الان نزدیک 2 ماهه که از زدن واکسن 18 ماهگی ات گذشته و من همش میخواستم اینارو بنویسم ولی وقت نمیشد.


واکسن 18 ماهگی
