در هم برهم
امروز که این پست رو میزارم 2 ماه و هیجده روز از اومدن فرشته مهربون و زیبای خونه ما میگذره ، دیگه حسابی بهش عادت کردم داره میخنده و صدا در میاره .الانم کنارم رو زمین خوابیده ، طی این روزها که چیزی ننوشتم لحظات سختی رو گذروندم الان این دومین هفته است که اومدم خونه خودم . تا قبل از اون خونه مامانم بودم. الیسا درست دو ماه و سه روز بود که من از خونه مامان اومدم البته قبلش تا 27 روزگی الیسا خونه خودمون بودم از 27 روزگی تا دوماه و سه روزگی اش خونه مامانینا.
دو هفته قبل از اینکه بیام یعنی بعد از چهل روزگی الیسا کم کم حالم بهتر شد و به زندگی عادی برگشتم و دو هفنته آخر همسرم اومد خونه مامانم چون ماموریت اون ورا گرفته بود و ما دو هفته رو با هم اونجا بودیم . راستش من کل یک ماهی رو که خونه مامان بودم همش یا دکتر بودم یا داشتم آه و ناله میکردم آخه از یه طرف سینه ام زخم بود و از طرفی دچار تب شیر و ماستیت شده بودم طوری که سینه هام پر میشد و نی نی بخاطر سفت شدن حاصل از پری سینه نمیتونست بخوره، خیلی درد داشتم هم وقتی میخورد هم وقتی میدوشیدم . گاهی اوقات هم تب و لرز میگرفتم به هر حال این جریان تا چهل و پنج روزگی ادامه داشت تا اینکه طی مراجعه من به دکتر اطفال ایشون روش خشک کردن شیر را به من گفت چون وضعیت اسفناک منو دید و گفت که تو شیر خشک بدی بهتر از اینکه از انجام حتی امورات خودت ناتوان باشی چه برسه بچه . مقرر شد من با یه ملحفه سفت سینه هامو ببندم و اگه پر شد بدم بچه بخوره و اصلاً ندوشم ، ولی من هی این دست اون دست میکردم مامانم میگفت اگه به پشت بخوابی و سینه رو ماساژ بدی شیر برمیگرده و کم کم قطع میشه . منم چند بار اینکار رو کردم و شیرم کم شد و یه کم حالم بهتر شد . دردم طوری بود که انگار دو تا سیم برق رو یه سرشو گذاشتن تو سینه من و یه سر دیگه شو گذاشتن توی آب . همش میلرزیدم الان که یادم میفته تن ام میلرزه .خیلی روزهای سختی بود . الان هم شیر خودمو میدم هم شیر خشک . البته این روزها که دیگه آخر سه ماهگی شه روزها سینه مو نمیگیره و فقط شبها که هوشیار نیست سینه مو میگیره و روزها دو بار سینه مو میدوشم و بهش میدم که اونم چون بچه نمیمکه عن قریبه خشک شه. خدا کنه تا آخر چهار ماهگی اش دوام بیاره و حداقل در روز دو وعده شیر خودمو بتونم بهش بدم. خدا کنه......
یکشنبه 17 دی واکسن دو ماهگی اش رو زدیم الحمدا... حالش خوب بود قبل از رفتن و هر 4 ساعت بعد از تزریق بهش قطره استامینوفن دادم .البته شنبه میخواستیم بریم که رفتیم ولی به علت آلودگی هوا تعطیل بود اونروز قبل از رفتن به الیسا شیر دادم و بلافاصله بعدش استامینوفن دادم همین که گذاشتمش رو زمین استفراغ کرد خیلی ترسیدم . بعد فهمیدم دارو را باید نیم الی یک ربع قبل از شیر داد یا بعد از اون .


در هم برهم
